شيخ ذبيح الله محلاتى

5

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

فاطمه بنت حسين بن عبد اللّه كينه‌اش ام الحسن و حسين بن عبد اللّه فرزند اسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر طيار است و بانوى حرم عمر بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن الحسين است و والده يحيى بن عمر بن يحيى است در ميان زنان عصر خود ممتاز و در تقوى و صبر در شدائد سرافراز بود فرزند دلبندش يحيى از رجال شيعه زيديه است بنا بر آنچه معروف بين مورخين است ولى حقير بعد از امعان نظر دانستم كه از شيعه ع اماميه است و خروج نكرد مگر بعد از آنكه ذلت و خوارى فوق‌العاده به او وارد آوردند بالاخره او را كه شهيد كردند ابو هاشم جعفرى و حمانى او را مرثيه گفته‌اند و هنگام خروج همى مىفرمود ادعوكم إلى الرضى من آل محمد و حقير ملخص تاريخ او را از مقاتل الطالبين ابو الفرج و كامل ابن اثير و مروج الذهب مسعودى نقد كرده مىنگارم ابو الفرج گويد ابو الحسين يحيى بن عمر مادرش فاطمه ام الحسن دختر حسين بن عبد اللّه بن اسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر طيار است و پدرش عمر بن يحيى بن حسين ابن زيد بن على بن الحسين عليهم السلام مىباشد در ايام متوكل عباسى بجانب خراسان حركت كرد عبد اللّه بن طاهر كه از قبل متوكل والى آن نواحى بود بودن يحيى را صلاح نديد او را به سرمن‌رأى برگردانيد متوكل او را بعمر بن فرج تسليم كرد عمر بن فرج با يحيى خشونت كرد و سخنان زشت گفت يحيى كه خمير مايهء او از غيرت و حميت سرشته شده بود تحمل آن نتوانست كردن كلمات او را به او رد كرد و او را دشنام گفت عمر بن فرج صورت حال را بعرض متوكل رسانيد آن ملعون فرمان كرد تا يحيى را با تازيانه بزنند سپس او را بزندان بيندازند بعد از ضرب و ايلام او را در خانهء فتح بن خاقان محبوس داشته‌اند پس از مدتى او را رها كردند يحيى به طرف بغداد روانه گرديد چند روزى در نهايت سختى و ضيق معاش روزگار بسر برد بالاخره قرض او زياد شد . و بروايت ابن اثير عمر بن فرج را ملاقات كرده و از او درخواست وجهى نمود چون او متولي امر طالبيين بود عمر بن فرج در مقابل تندى كرده و او را از عطاى خود